عید...

رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميده وظيفه گر برسد معرفش گلست و نبيد
هر سال پاييز و زمستان كه از راه مي رسد، يادآور ريختن و رفتن است و بهار و تابستان كه نشانگر آمدن و ساختن، در رفتن فراق است و در آمدن وصال، و اين عشق است كه وصال را شيرين تر مي سازد.
بهار هنگامي وصال است و عاشقي، بايد به دنبال شادي ها گشت، تا آنها را يك به يك پيدا كنيم، چرا كه غم ها چه بخواهيم و چه نخواهيم خودشان به سراغ ما مي آيند و ما را پيدا مي كنند.
علي رغم اين كه بهار با شكوفه هاي سيب و انار و گيلاس و هواي دل انگيزش حس شادي بخشي را در ما زنده مي كند اما نبايد منتظر بود تا كسي يا كساني بيايند يا اتفاقي بيفتد و ما شاد شويم، اين انتظار واقع بينانه نيست. در بهار و در طليعه ي سال نو بايد جوري زندگي و برنامه ريزي كنيم كه در مسير شادي قرار بگيريم و آن قدر بگرديم تا شادي ها را پيده كنيم.
در بهار و در هنگامه، ميلاد دوباره زمين و آسمان، قانون طلايي زندگي به ما قدرت و توانايي مي بخشد و به ما مي گويد در عرصه زندگي و در ارتباطات به ديگران هميشه از ايمان و اعتقاد قلبي و انديشه هاي مثبت و سازنده مدد بگيريم، به قول معروف هر كسي نان قلبش را مي خورد، پنجره هاي قلبمان را به روي بهار باز كنيم تا قلبمان بهاري شود.
يك نفس ياد خدا ، يك سبد خاطره آسوده و شاد ، يك بغل شبنم آرامش صبح ، يك هزار آينه از جنس دعا همه تقديم شما باد...
سال نو مبارك.

